بازگشت به لیست اخبار
جزئیات خبر
از منسوجات 4D تا الیاف زیستپایه و هوش مصنوعی
Xarec؛ پلیمرهای مهندسیشده در منسوجات بیبافت
آینده صنعت نساجی؛ تغییر از «تولید بیشتر» به «تولید هوشمندتر
تاريخ ثبت : ۱۶ شهريور ۱۴۰۵ ساعت ۱۳ و ۵۰ دقيقه
تعداد بازدید : ۲۶ بار
فناوریها و نوآوریهای جدید در صنعت نساجی
فناوریها و نوآوریهای جدید در صنعت نساجی؛
از منسوجات 4D تا الیاف زیستپایه و هوش مصنوعی
صنعت نساجی در حال تجربه یکی از مهمترین دورههای تحول خود است؛ تحولی که فقط به طراحی لباس یا استفاده از مواد اولیه جدید محدود نمیشود، بلکه از مرحله تولید پلیمر و الیاف آغاز شده و تا ریسندگی، تولید نخ، بافندگی و بافت حلقوی، منسوجات بیبافت، تکمیل، تولید منسوجات فنی و در نهایت بازیافت ادامه پیدا میکند. در این میان، فناوریهایی مانند منسوجات هوشمند، الیاف زیستپایه، پلیمرهای جدید، منسوجات 4D، هوش مصنوعی و بازیافت مکانیکی و ترمومکانیکی، در حال تغییر تعریف سنتی «محصول نساجی» هستند.
نمایشگاه Techtextil 2026 در فرانکفورت یکی از محلهایی بود که این تغییرات را میتوان بهصورت ملموس مشاهده کرد. گروه ITA مجموعهای از فناوریها و نمونههای تحقیقاتی را ارائه کرد که بخش قابلتوجهی از آنها مستقیماً با آینده مواد اولیه، تولید نخ، ساختار منسوج و فرآیندهای بازیافت صنعت نساجی ارتباط دارند.
اما سؤال مهم برای فعالان صنعت نساجی این است:
«این فناوریها دقیقاً چه تغییری در فرآیند تولید نخ و پارچه ایجاد میکنند و کدامیک میتواند در آینده به یک فناوری صنعتی تبدیل شود؟»
از پارچه معمولی به منسوجات دارای عملکرد
در صنعت نساجی سنتی، هدف اصلی تولید ساختاری با ویژگیهای مشخص مانند استحکام، انعطافپذیری، وزن، ضخامت، نفوذپذیری و ظاهر است.
اما در نسل جدید منسوجات، این ویژگیها میتوانند در طول زمان تغییر کنند. اینجاست که مفهوم Smart Textiles یا منسوجات هوشمند مطرح میشود. منسوجات هوشمند میتوانند در پاسخ به محرکهایی مانند دما، رطوبت، نور یا تحریک الکتریکی، رفتار متفاوتی از خود نشان دهند. برای متخصص نساجی، اهمیت این موضوع فقط در «هوشمند بودن پارچه» نیست؛ بلکه سؤال مهمتر این است که:
آیا میتوان این عملکرد را در خود ساختار نخ، الیاف یا پارچه ایجاد کرد؟
پاسخ فناوریهای جدید، تا حد زیادی مثبت است. یکی از فناوریهای قابل توجه ارائهشده توسط ITA، منسوجات 4D یا 4D Textiles است. منسوجات 4D ساختارهای نساجی هستند که میتوانند در طول زمان و در پاسخ به یک محرک خارجی، شکل یا عملکرد خود را تغییر دهند.
در اینجا، بعد چهارم به زمان و تغییر رفتار ساختار در طول زمان اشاره دارد.
محرکهایی مانند:
* دما
* رطوبت
* نور
* تحریک الکتریکی
میتوانند باعث ایجاد تغییر در ساختار شوند.
برای رسیدن به این عملکرد، از موادی مانند Shape-Memory Polymers، Shape-Memory Alloys و Hygroscopic Fibres استفاده میشود. از دیدگاه فناوری نساجی، این موضوع اهمیت زیادی دارد؛ زیرا ماده اولیه دیگر فقط وظیفه تشکیل ساختار پارچه را ندارد، بلکه میتواند بخشی از عملکرد هوشمند محصول باشد. برای مثال، میتوان تصور کرد ساختارهای نساجی آینده در لباسهای تنظیمکننده شرایط حرارتی بدن، تجهیزات پزشکی، عملگرهای مورد استفاده در Soft Robotics و سازههای خودبازشونده به کار گرفته شوند. بنابراین در منسوجات 4D، طراحی ساختار پارچه، نوع الیاف، رفتار ماده و فرآیند تولید باید همزمان در نظر گرفته شوند.
جلبک وارد زنجیره تولید الیاف میشود
یکی از جذابترین پروژهها برای صنعت الیاف، AlgaeTex است.
در این فناوری، جلبک بهعنوان یک ماده اولیه زیستپایه برای تولید بیوپلیمرهای مورد استفاده در محصولات نساجی مورد بررسی قرار گرفته است.
چرا جلبک؟
زیرا رشد سریع، نیاز کمتر به زمین و قابلیت جذب CO₂، جلبک را به یکی از گزینههای مورد توجه برای جایگزینی بخشی از مواد اولیه فسیلی تبدیل کرده است.
اما برای صنعت نساجی یک سؤال اساسی وجود دارد:
«آیا یک ماده زیستپایه میتواند وارد فرآیندهای واقعی تولید الیاف شود؟»
پروژه AlgaeTex نشان داده است که تولید بیوپلیمرهای ترموپلاستیک از جلبک و تبدیل آنها به محصولات نساجی از طریق Melt Spinning از نظر فنی امکانپذیر است.
این نکته برای متخصصان ریسندگی اهمیت ویژهای دارد. زیرا تبدیل یک ماده زیستی به پلیمر، تنها مرحله اول است. ماده حاصل باید بتواند ویژگیهای لازم برای فرآیندهای ذوبریسی، تشکیل فیلامنت، کشش و فرآوری بعدی را داشته باشد. در نمونههای ارائهشده، این مواد برای تولید محصولاتی مانند رویه بافتنی کفش و تیشرت مورد استفاده قرار گرفتهاند.
در واقع، مسیر فناوری را میتوان چنین تصور کرد:
جلبک ← بیوپلیمر ← مذابریسی ← فیلامنت ← نخ/ساختار نساجی ← محصول نهایی
این دقیقاً همان نقطهای است که یک فناوری زیستپایه از یک ایده آزمایشگاهی به یک موضوع واقعی برای صنعت نساجی تبدیل میشود.

BioPE؛ یک پلیمر متفاوت برای تولید فیلامنت
پروژه BioPEtex نیز از همین زاویه برای صنعت نساجی اهمیت دارد.
BioPE یا پلیاتیلن زیستپایه، پلیمری است که از منابعی مانند نشاسته یا قندهای تخمیرشده تولید میشود و از نظر خواص، مشابه پلیاتیلن فسیلی است. نکته مهم این پروژه برای متخصصان نساجی، امکان تبدیل این ماده به فیلامنتهای ریسیده و رنگرزیشده و سپس تولید پارچههای بافتنی است.
یعنی موضوع صرفاً تولید یک پلیمر زیستپایه نیست؛ بلکه بررسی امکان ورود آن به زنجیره واقعی تولید محصولات نساجی است. یکی از بخشهای مهم این فناوری، Solution Dyeing یا رنگرزی در محلول است. در این روش، رنگ پیش از شکلگیری نهایی فیلامنت وارد ساختار پلیمر میشود. طبق اطلاعات ارائهشده برای BioPE رنگرزیشده در محلول، این فرآیند میتواند نسبت به روشهای متداول رنگرزی، مصرف انرژی و آب را کاهش دهد و انتشار CO₂ را نیز پایین بیاورد. از منظر تولیدکننده نخ، چنین فناوریهایی میتوانند در آینده بر انتخاب مواد اولیه، طراحی فرآیند تولید فیلامنت و حتی فرآیندهای پاییندستی مانند رنگرزی و تکمیل اثر بگذارند.
آیا پلیاتیلن میتواند به یک ماده نساجی جدی تبدیل شود؟
این پرسش هنوز از نظر صنعتی اهمیت زیادی دارد. اگر یک پلیمر جدید قرار باشد جایگزین یا مکمل مواد متداول در صنعت الیاف شود، فقط قیمت یا منشأ زیستپایه آن تعیینکننده نیست.
پارامترهایی مانند:
استحکام نخ، کشش، رفتار حرارتی، قابلیت ذوبریسی، پایداری فرآیند، قابلیت رنگرزی، قابلیت بافندگی یا بافت حلقوی، رفتار در تکمیل و قابلیت بازیافت باید مورد بررسی قرار گیرند. به همین دلیل، پروژههایی مانند BioPEtex برای صنعت نساجی مهم هستند؛ زیرا فاصله میان «تولید ماده جدید» و «تولید محصول نساجی» را بررسی میکنند.
FungalFibers؛ وقتی پسماند زیستی به ماده اولیه نساجی تبدیل میشود
فناوری دیگری که میتواند نگاه صنعت نساجی به مواد اولیه را تغییر دهد، FungalFibers است.
در این پروژه، کیتوسان برای تولید الیاف زیستپایه و وگان مورد بررسی قرار گرفته است.
کیتوسان از کیتین به دست میآید و کیتین نیز در منابع مختلفی مانند پوسته سختپوستان، حشرات و زیستتوده قارچی وجود دارد.
اهمیت این فناوری برای صنعت نساجی در این است که ماده اولیه میتواند از منابعی تأمین شود که بخشی از آنها محصولات جانبی یا پسماند فرآیندهای دیگر هستند.
هدف پروژه، توسعه الیاف کیتوسان در دو شکل اصلی است:
* الیاف فیلامنتی
* الیاف کوتاه برای تولید نخ این موضوع مستقیماً با فناوری ریسندگی ارتباط دارد.
زیرا برای ورود یک ماده جدید به صنعت نساجی، باید مشخص شود که آیا میتوان آن را به نخ تبدیل کرد، چه نوع ساختار نخ برای آن مناسب است، چه فرآیند ریسندگی مورد نیاز است و محصول نهایی چه ویژگیهایی خواهد داشت. بنابراین، توسعه الیاف جدید بدون بررسی رفتار آنها در مرحله ریسندگی و تولید پارچه، عملاً نمیتواند به یک راهکار صنعتی کامل تبدیل شود.
منسوجات بیبافت زیستتخریبپذیر در کشاورزی
یکی دیگر از حوزههایی که تغییر مواد اولیه در آن اهمیت زیادی دارد، Agrotextiles یا منسوجات کشاورزی است. منسوجات کشاورزی در کنترل شرایط رشد گیاه، افزایش دمای خاک، هدایت آب و محافظت از محصولات کشاورزی کاربرد دارند. اما بخش زیادی از این محصولات از پلیمرهای پتروشیمیایی غیرزیستتخریبپذیر تولید میشوند. نمونه ارائهشده توسط ITA، یک Carded Fleece از پلیمرهای زیستتخریبپذیر است که برای استفاده در مزارع توتفرنگی و جلو انداختن زمان برداشت طراحی شده است. از نگاه یک متخصص منسوجات بیبافت، نکته مهم این نمونه فقط زیستتخریبپذیر بودن پلیمر نیست.
ساختار، تشکیل وب، نوع الیاف، فرآیند کاردینگ، تشکیل لایه و ویژگیهای عملکردی محصول همگی باید با کاربرد نهایی هماهنگ باشند. در نمونه دیگری نیز یک Monofilament Net برای حفاظت از گیاهان در برابر حشرات ارائه شده است که با رنگ قرمز تیره و پوشش ذرات بسیار ریز سیلیکات، عملکرد حفاظتی ایجاد میکند. این مثالها نشان میدهند که حتی در منسوجات کشاورزی نیز طراحی ماده، ساختار و تکمیل سطح در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند.
Bionic Oil Adsorber؛ منسوجات فنی برای جداسازی روغن از آب
یکی از نمونههای متفاوت ارائهشده توسط ITA، Bionic Oil Adsorber یا BOA است.
این فناوری از یک پدیده طبیعی الهام گرفته شده است؛ در برخی سطوح زیستی، روغن از سطح آب جذب شده و در امتداد سطح حرکت میکند. پژوهشگران ITA این مکانیزم را به یک ساختار منسوج فنی منتقل کردهاند. BOA در سطح بلوغ فناوری 4 قادر است تا 4 لیتر گازوئیل در ساعت را از آب حذف کند. اما نکتهای که این فناوری را برای صنعت منسوجات فنی جذاب میکند، ساختار منسوج مورد استفاده در فرآیند جداسازی است. در اینجا پارچه صرفاً نقش یک حامل ندارد؛ بلکه طراحی سطح و رفتار ماده نساجی بخشی از مکانیزم اصلی عملکرد محصول است. فرآیند جداسازی نیز بدون انرژی خارجی و بدون استفاده از مواد سمی انجام میشود. این نمونه نشان میدهد که در منسوجات فنی آینده، انتخاب نوع الیاف و طراحی ساختار سطحی میتواند به اندازه تجهیزات مکانیکی اطراف سیستم اهمیت داشته باشد.
هوش مصنوعی وارد فرآیند بازیافت الیاف میشود
هوش مصنوعی در صنعت نساجی دیگر فقط یک مفهوم مرتبط با طراحی یا مدیریت تولید نیست.
یکی از کاربردهای بسیار مهم آن، شناسایی و تفکیک مواد در فرآیند بازیافت است.
ITA Augsburg در Techtextil 2026 سیستم ColoSens را معرفی کرد؛ راهکاری مبتنی بر هوش مصنوعی برای تشخیص خودکار رنگ الیاف در فرآیند بازیافت. برای صنعت بازیافت نساجی، شناسایی دقیق مواد اهمیت بسیار زیادی دارد. پارچهها ممکن است از الیاف مختلف، ترکیبات چندمادهای، رنگها، پوششها و مواد تکمیلی متفاوت تشکیل شده باشند. در نتیجه، اتوماسیون فرآیند شناسایی میتواند نقش مهمی در افزایش دقت و سرعت تفکیک مواد داشته باشد. اینجا هوش مصنوعی مستقیماً وارد یکی از حساسترین مراحل زنجیره بازیافت نساجی میشود:
«تشخیص ماده قبل از بازگشت آن به چرخه تولید.»
از نخ دورریز تا Fabric2Fabric
یکی از اهداف مهم صنعت نساجی آینده، ایجاد چرخهای است که در آن مواد نساجی پس از پایان عمر محصول دوباره وارد فرآیند تولید شوند.
این مفهوم در پروژههای Fabric2Fabric اهمیت پیدا میکند. ITA Technologietransfer GmbH نمونههایی از بازیافت ترمومکانیکی را ارائه کرده است که در آنها نخهای فیلامنتی قابلبازیافت دوباره در تولید محصولات جدید مورد استفاده قرار میگیرند. یکی از نمونهها، روکش صندلی خودرو است که در آن فیلامنتهای قابلبازیافت به کار رفتهاند. این موضوع از نظر زنجیره ارزش نساجی بسیار مهم است زیرا آینده بازیافت تنها به «خرد کردن پارچه و تبدیل آن به الیاف» محدود نمیشود.
هدف، حرکت به سمت چرخههایی است که در آنها:
محصول نساجی → ضایعات → بازیافت → ماده اولیه → نخ/فیلامنت → محصول جدید با کمترین افت ممکن در عملکرد ماده انجام شود.
بازیافت مکانیکی؛ هنوز یکی از مسیرهای اصلی صنعت
در کنار فناوریهای پیشرفته، بازیافت مکانیکی همچنان یکی از مسیرهای مهم برای بازگرداندن ضایعات نساجی به چرخه تولید است. ITA Augsburg در حوزه بازیافت مکانیکی نساجی و همچنین تولید کامپوزیتها فعالیت دارد.
از جمله نمونههای ارائهشده میتوان به EcoYarn و پنلهای عایق صوتی و حرارتی پروژه IsoTex اشاره کرد. این رویکرد اهمیت یک موضوع اساسی را نشان میدهد:
بازیافت باید از مرحله پایان عمر محصول در نظر گرفته نشود؛ بلکه باید از مرحله طراحی محصول و انتخاب الیاف آغاز شود. نوع الیاف، ترکیب مواد، رنگرزی، تکمیل، اتصال اجزا و ساختار پارچه، همگی میتوانند بر قابلیت بازیافت محصول نهایی اثر بگذارند.
Textile Anchor؛ وقتی منسوجات وارد مهندسی عمران میشوند
همه نوآوریهای نساجی الزاماً به پوشاک و منسوجات خانگی مربوط نیستند.
Textile Anchor یکی از نمونههای منسوجات فنی است که برای مهار و تثبیت سازهها در محیطهای ژئوتکنیکی طراحی شده است. این فناوری میتواند در مناطق کوهستانی، داخل زمین، زیر آب و پروژههای ساختمانی مورد استفاده قرار گیرد. انعطافپذیری، وزن پایین و قابلیت انطباق، از ویژگیهای مهم این سیستم هستند. در چنین کاربردهایی، پارچه دیگر یک محصول مصرفی نیست؛ بلکه یک جزء مهندسیشده از یک سیستم سازهای است. این همان مسیری است که باعث شده منسوجات فنی به یکی از مهمترین بخشهای رشد صنعت نساجی تبدیل شوند.
نسل جدید نخهای PET و PET بازیافتی
در بخش دیگری از فناوریهای ارائهشده در غرفه مشترک ITA، شرکت technofibres s.a. نخهای فیلامنتی PET رنگرزیشده در محلول و نخهای PET بازیافتی یا trPET را معرفی کرد.
این نخها با گزینههای متنوعی از نظر:
* سطح ماتشدگی
* شکل مقطع فیلامنت
* نوع بستهبندی
* مشخصات سفارشی قابل تولید هستند.
این موضوع برای تولیدکنندگان نخ اهمیت زیادی دارد؛ زیرا آینده بازار فقط به تولید حجم بالای نخهای استاندارد محدود نخواهد بود. تولید نخهای تخصصی، سفارشی و دارای ویژگی عملکردی میتواند بخش مهمی از بازار آینده باشد.
Xarec؛ پلیمرهای مهندسیشده در منسوجات بیبافت
شرکت ژاپنی Idemitsu Kosan نیز الیاف Xarec بر پایه پلیاستایرن سیندیوتاکتیک (SPS) را برای کاربرد در پارچهها و منسوجات بیبافت معرفی کرد. SPS یک ماده نیمهبلورین با عملکرد بالا است که ساختار سیندیوتاکتیک آن از طریق پلیمریزاسیون پلیاستایرن و استفاده از کاتالیست متالوسن ایجاد میشود. نمونههای بیبافت این ماده برای کاربردهای فیلتراسیون در مقایسه با مواد متداول ارائه شدند.
این فناوری نمونه دیگری از حرکت صنعت به سمت استفاده از پلیمرهای مهندسیشده برای کاربردهای تخصصی است.
سیمهای بسیار ظریف در ساختارهای فنی
شرکت سوئدی Luma Wire Tech AB نیز سیمهای بسیار ظریف با قطر 4 تا 300 میکرون را از موادی مانند تنگستن و مولیبدن تولید میکند. این سیمها میتوانند بدون پوشش یا با پوششهای عملکردی مانند طلا، نقره و پالادیوم تولید شوند. کاربرد چنین فناوریهایی را باید در چارچوب توسعه منسوجات فنی و ساختارهای چندمادهای بررسی کرد؛ جایی که ترکیب الیاف، سیمهای بسیار ظریف، پلیمرها و مواد رسانا میتواند ساختارهایی با عملکردهای جدید ایجاد کند.
آنچه صنعت نساجی باید از Techtextil 2026 یاد بگیرد
فناوریهای ارائهشده توسط ITA یک پیام مشترک دارند:
آینده نساجی فقط به ماشینآلات سریعتر یا ظرفیت تولید بالاتر وابسته نیست؛ بلکه به این بستگی دارد که صنعت بتواند مواد اولیه جدید را وارد فرآیندهای واقعی تولید کند و از آنها محصولاتی با عملکرد مشخص، قابلیت بازیافت و ارزش افزوده بالاتر بسازد.
اگر این فناوریها را از دیدگاه زنجیره نساجی بررسی کنیم، چند مسیر اصلی دیده میشود:
1. تحول در مواد اولیه: جلبک، BioPE، کیتوسان و پلیمرهای مهندسیشده نشان میدهند که مواد اولیه آینده صنعت نساجی میتواند بسیار متنوعتر از امروز باشد.
2. تحول در تولید الیاف و نخ: ماده جدید زمانی اهمیت صنعتی پیدا میکند که بتوان آن را به فیلامنت یا Staple Fibre تبدیل و سپس در فرآیندهای ریسندگی و تولید نخ فرآوری کرد.
3. تحول در ساختار منسوج: منسوجات 4D نشان میدهند که ساختار پارچه میتواند از یک فرم ثابت به یک ساختار پاسخگو و تطبیقپذیر تبدیل شود.
4. تحول در منسوجات فنی: از جداسازی روغن از آب تا مهار سازهها، منسوجات بهعنوان یک ماده مهندسی در حال ورود به صنایع مختلف هستند.
5. تحول در بازیافت: هوش مصنوعی، بازیافت مکانیکی و ترمومکانیکی و مدل Fabric2Fabric نشان میدهند که پایان عمر محصول باید به بخشی از طراحی و تولید آن تبدیل شود.
آینده صنعت نساجی؛ تغییر از «تولید بیشتر» به «تولید هوشمندتر
اگر روندهای ارائهشده در Techtextil 2026 را در کنار یکدیگر قرار دهیم، یک تصویر مشخص از آینده صنعت نساجی به دست میآید. در یک طرف، مواد اولیه جدید مانند BioPE، الیاف حاصل از جلبک و کیتوسان قرار دارند. در مرحله بعد، فناوریهای تولید الیاف و نخ قرار میگیرند. سپس ساختارهای پیشرفتهای مانند منسوجات 4D، منسوجات هوشمند و منسوجات فنی وارد میشوند. در طرف دیگر نیز هوش مصنوعی و فناوریهای بازیافت قرار دارند تا مواد پس از پایان عمر محصول دوباره به چرخه تولید بازگردند.
بنابراین، آینده صنعت نساجی را میتوان بهصورت یک زنجیره به هم پیوسته دید:
مواد اولیه پایدار ← پلیمر و الیاف جدید ← ریسندگی و تولید نخ ← تولید منسوج ← عملکرد هوشمند ← کاربرد تخصصی ← بازیافت ← بازگشت به چرخه تولید
این تغییر، فرصت بزرگی برای تولیدکنندگان نخ، پارچه، منسوجات بیبافت، منسوجات فنی، ماشینآلات و مواد اولیه ایجاد میکند.
برای فعالان صنعت نساجی، سؤال اصلی دیگر این نیست که «نساجی چه محصولی تولید میکند؟»
سؤال مهمتر این است:
«نساجی آینده با چه مادهای، با چه فرآیندی و برای چه عملکردی تولید خواهد شد؟»
نمایشگاههایی مانند Techtextil نشان میدهند که پاسخ این سؤال در حال شکلگیری است؛ ترکیبی از مواد زیستپایه، مهندسی پلیمر، فناوری الیاف، ریسندگی پیشرفته، منسوجات هوشمند، هوش مصنوعی و بازیافت. برای صنعت نساجی، این فقط یک تغییر تکنولوژیک نیست؛ بلکه تغییر در منطق طراحی و تولید محصول است.
منابع:
►https://www.ita.rwth-aachen.de
♦ لینک اشتراک گذاری :
https://B2n.ir/jz4624►
♦ مطالب پیشنهادی :
- نوآوری در پارچه: تولید پارچه چرم پایه زیستی از میسلیوم
.
.
لطفاً ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید.
![]() | ![]() | ![]() | ![]() | ![]() |
تبلیغات
تبلیغات






















-مناسب-تقاضاهای-مختلف-1671429256.jpg)

















