نساج-یار-فارسی Nassaj-Yar-English
بازگشت به لیست اخبار
جزئیات خبر
تاريخ ثبت : ۲۰ ارديبهشت ۱۴۰۰ ساعت ۱۱ و ۰۹ دقيقه
تعداد بازدید : ۴۹۲۹ بار

عوامل موثر بر انتقال تکنولوژی در صنعت نساجی


عوامل موثر بر انتقال تکنولوژی در صنعت نساجی

شناسایی و رتبه بندی عوامل موثر بر انتقال تکنولوژی در صنعت نساجی


 

مقدمه

دسترسی به فناوری به طور گسترده ای به عنوان ابزار برای توسعه صنعتی و اقتصادی، پذیرفته شده است و همکاری های بین المللی فناوری اطلاعات، به عنوان یک عامل اصلی در توسعه همکاری های جهانی است. با این حال فرایندهای انتقال تکنولوژی و همکاری های بین المللی کمتر، مورد توجه قرار گرفته است و اطمینان کمتری وجود دارد. در دهه دوم قرن بیستم، بر اساس اصلاحات سیاسی و ساختاری، کشورهایی مانند برزیل، روسیه، هند و چین، سبب گردید که مرزهای صنعتی، آزادسازی، تحولات اقتصادی غیر قابل تصوری را ایجاد کرده است.
تحقیقات اخیر در زمینه دیدگاه مبتنی بر منابع، مبتنی بر این فرض است که میزان عملکرد سازمان ها با توجه به قابلیت های فناوری اطلاعات، متفاوت است. علاوه بر این هوانگ و همکاران نشان دادند که سرمایه گذاری در فناوری اطلاعات و قابلیت های فناوری اطلاعات، عملکرد شرکت ها را تحت تاثیر مثبت قرار می دهد. بنابراین قابلیت های فناوری اطلاعات می تواند واسطه بین سرمایه گذاری در فناوری اطلاعات و عملکرد شرکت باشد. نیز نشان دادند که شرکت ها باید منابع مرتبط با فناوری اطلاعات را با قابلیت های منحصر به فرد خود ترکیب نمایند و به ایجاد عملکرد برتر منجر شود.

امروزه با توجه به روند سریع تحولات فناوری، هیچ شرکت و کشوری قادر به تأمین تمام فناوری های موردنیاز خود نمی باشد . لذا همکاری فناوری با دارندگان فناوری امری اجتناب ناپذیر است. اما از آنجا که هر پروژه همکاری و انتقال فناوری، دارای ابعاد مختلفی از جمله مباحث فنی، اقتصادی، حقوقی و اجتماعی است و در بسیاری از موارد، تبعات عدم توجه به این مسائل می تواند، ضربات جبران ناپذیری را به اقتصاد کشور وارد نماید. در یک نگاه کلی می توان گفت که انتقال فناوری در کشورهای کمتر توسعه یافته در صورت عدم رعایت استانداردهای لازم، عموما محدودیت ها و مضراتی را برای این کشورها به دنبال داشته است.

اما عامل رقابت پذیری و حضور در بازارهای مختلف، تنها عامل پیدایش و اهمیت یافتن مدیریت تکنولوژی در عرصه ملی و بین المللی نبوده است. عوامل متعدد دیگری همچون محدود بودن منابع تکنولوژیک، سرمایه گذاری های هنگفت جهت نوآوری و توسعه تکنولوژی، دشواری دستیابی به تکنولوژی های توسعه یافته توسط دیگر بنگاه ها، پررنگ شدن حمایت از حقوق مالکیت معنوی و ضرورت روزافزون مدیریت این منبع حیاتی را در سطوح مختلف آشکار ساخته است. تحقیقات انجام شده، نشان می دهد که سیستم نوآوری ملی در کشورهای در حال توسعه، ضعیف است. علاوه بر این، ظرفیت های شرکت ها، برای انطباق به فناوری های محلی، نیازمند ایجاد شبکه های تامین کننده، کاربران، مؤسسات تحقیقات محلی برای ایجاد یادگیری پویا و ایجاد تغییرات در بخش فناوری است. بنابراین پیچیدگی های فناوری، سیستم های نوآوری و قابلیت های رقابتی شرکت ها در اقتصادهای در حال توسعه دسترسی به فناوری های نوین و واردات فناوری است.

انتقال و جابجایی کلیه عوامل و عناصر تکنولوژیکی از انتقال دهنده به گیرنده که بیانگر انتقال تکنولوژی از یک کشور صنعتی به کشوری در حال توسعه است مستلزم توسعه و تدوین برنامه ها و استراتژی های توسعه تکنولوژی در بخش های مختلف نظیر صنعت در کشور است. در استراتژی توسعه تکنولوژی زیر ساخت های صنعتی کشور می بایست براساس تحقیق و توسعه داخلی، انتقال فناوری از کشورهای صاحب تکنولوژی و بهره گیری توأم از این دو، استوار گردد. در دنیای امروز، به ویژه پس از توسعه پارادایم نوآوری باز، همکاری های فناورانه (technological collaboration) از جمله مهم ترین منابع نوآوری محسوب می شود، چرا که در فضای جدید رقابت، سازمان ها نیازمند منابع نوآوری هستند و مزیت های رقابتی فعلی و منابع داخلی آنها برای رقابت پذیری کافی نیست و بر این اساس همکاری های فناورانه به عنوان ابزاری اثربخش برای توسعه مزیت رقابتی و از بین بردن شکاف میان توانمندی های موجود و مطلوب به شمار می آیند و این باعث شده که همکاری های فناورانه به عنوان موتور رشد و بهره وری در بازارهای محلی و بین المللی و یکی از مهم ترین ابزارهای مدیریت کسب و کار برای بهبود رقابت پذیری سازمان ها و مانورهای راهبردی در محیط های پیچیده و پویا نقش خود را ایفا نماید.

مشکل عمده ای که اکثر کشورهای در حال توسعه در زمینه انتقال فناوری با آن روبه رو هستند، برداشت نادرست و محدود از فناوری، انتقال فناوری و نحوه مدیریت آن است. این مشکل عمدتاً منجر به شکست فرایند انتقال فناوری در این کشورها گردیده و باعث شده تا در عمل، جز انتقال تعدادی ماشین آلات بیجان، کاتالوگ، نقشه و دستورالعمل غیرقابل استفاده، چیزی عاید آنها نشود.

پژوهشگران متعددی، عوامل مختلف فردی و سازمانی گوناگونی را در موفقیت انتقال فناوری، مؤثر دانسته اند. هیلتون و همکاران موفقیت انتقال فناوری بین المللی را وابسته به اثربخشی آن دانسته و معیارهای اثربخشی پروژه های انتقال فناوری بین المللی در صنعت نساجی برزیل را چنین برشمردند: انتقال توانمندی فناورانه به گیرنده، تحقق اهداف جانبی پروژه و ایجاد ظرفیت انجام پروژه های آتی و همچنین با مشخص کردن منافع ذی نفعان و گروه های مختلفی که در انتقال فناوری بین المللی درگیر هستند، به معیارهای متعدد موفقیت آن اشاره کرده اند: بهبود کارآیی، بهبود اثربخشی، افزایش سود، یادگیری سازمانی، رضایت کاربران، تأثیرات اجتماعی و محیطی و غیره. در بررسی پروژه های انتقال فناوری صنعتی میان ژاپن و ویتنام به این نتیجه رسیدند که ۴ عامل محيط بین دو کشور و ویژگی های آن؛ محیط انتقال در کشور منبع؛ محیط انتقال در کشور گیرنده و نوع فناوری، مهم ترین عوامل موثر بر کیفیت به کار گیری فناوری توسط گیرنده هستند. با انجام پژوهش دیگری در همین خصوص دریافتند که انتقال کارای ۲۸ فناوری بین المللی به میزان چشمگیری به توانایی گیرنده در اکتساب، تلفیق (شامل جذب، انطباق و انتشار) و بومی سازی فناوری (شامل بکارگیری فناوری و تولید از طریق آن) وابسته است.

بنابراین با این شیوه و فرایند طولانی مدت تبدیل ایده های پژوهشی به تولیدات اقتصادی شکاف تکنولوژیک بین کشورهای درحال توسعه و توسعه یافته روزبه روز بیشتر می شود. بنابراین تردیدی نیست که تنها راه عملی جبران عقب ماندگی یک کشور یا یک بنگاه اقتصادی استفاده از تجارب موفق دیگران در عرصه های جدید است. به عبارت دیگر آنقدر منابع انسانی، سرمایه و زمان وجود ندارد تا بتوان راهی را که دیگران در مدت یک یا دو قرن و با سعی و خطاهای بسیار و صرف منابع زیادی طی کرده اند همانگونه پیمود. انتقال تکنولوژی راه کوتاه تر دستیابی به ثمره تحقیقات دیگر کشورها در حل مشکلات صنایع کشور است. صنایع نساجی در کشورهای توسعه یافته از دیرباز نقش تعیین کننده ای در رشد و شکوفایی صنعتی آنها ایفا نموده است، بگونه ای که این کشورها بخشی از موفقیت های خود را مدیون گسترش این صنعت در مراحل اولیه صنعتی شدن می دانند. انقلاب صنعتی با ماشینی شدن تولیدات منسوجات آغاز شد و صنعت نساجی به دلیل ماهیت و ویژگی های خاص خود زمینه رشد سایر صنایع را فراهم آورد. در ایران نیز صنعت نساجی از قدمت طولانی برخوردار بوده و یکی از مهم ترین بخش های اشتغال زا است. به ویژه در شرایط کنونی کشور که رفع بحران بیکاری و افزایش درآمدهای ارزی حاصل از صادرات غیرنفتی از مهم ترین اهداف اقتصادی کشور است، توجه به این صنعت از اهمیت خاصی برخوردار است.

 

عوامل موثر بر انتقال تکنولوژی در صنعت نساجی، کدامند؟

واژه فناوری ترکیبی است از (تکنیک) به معنای (فن و (لوژی) به معنای شناسی و معنای تحت اللفظی آن، فن شناسی است. تعاریف متعددی از فناوری وجود دارد که برخی از آنها عبارتند از: فناوری را می توان تمام دانش، کالاها، فرایندها، ابزارها، روش ها و سیستم هایی تعریف کرد که در جهت خلق و ساخت کالاها به کار گرفته می شوند. فناوری عبارت است از روش انجام کارها به وسیله ما. فناوری ابزاری است که به وسیله آن می توانیم به اهداف خود دست یابیم. فناوری اجرای عملی دانش است. ابزاری است که به کمک تلاش و سعی آدمی می آید. در قدرت گرفتن فناوری سازمان عوامل مهمی دخالت دارند که عبارتند از منابع، محیط تجاری، ساختار و مدیریت سازمان، برنامه ریزی و مدیریت پروژه و مدیریت منابع انسانی.
تعاریف زیادی پیرامون مفهوم فناوری از طریق بسیاری از محققان و پژوهشگران ارائه شده است، که بازتاب کننده نگرش آنها از تخصص و حوزه های پژوهشی آنها می باشد، به طوری که از دیدگاه علوم ابزار یا روش، محصول، فرایند، تجهیزات فیزیکی یا روش های انجام یا سا خت می داند که به وسیله آن قابلیت های انسانی بر جنبه ماشینی فناوری تأکید مختلف تعریف گوناگون در خصوص فناوری بیان شده است، از جمله از دیدگاه اقتصادی، فناوری چیزی است که نهاده را به ستاده تبدیل می کند. سومانس و دیوید فناوری را مفهومی که خدمات یا محصولات ملموس یا غیرملموس در بازار تولید و عرضه می شود، می دانند. مانسفيلد فناوری را دانش به کار رفته در یک کوشش و تلاش مؤثر و بهره ور می داند.

انتقال فناوری عبارت است از به کارگیری و استفاده از فناوری در مکانی به جز مكان اوليه خلق آن و پروژه انتقال فناوری بین المللی پروژه ای است که در آن بر اساس برنامه ریزی های انجام شده، دانش کاربردی مهارت ها، توانمندی ها، تجهیزات و سایر اجزای مشهود و نامشهود فناوری از مرزهای منبع به مرزهای گیرنده جریان می یابد.

اولین تلاش های پژوهشی در زمینه انتقال فناوری در اواخر دهه ۵۰ میلادی انجام پذیرفت و از اوایل دهه ۶۰ میلادی، پژوهشگران، توجه زیادی به موضوع انتقال فناوری نشان دادند و ادبیات موضوع از اواسط دهه ۶۰ به بعد با انفجار اطلاعاتی مواجه شد. با مرور پیشینه پژوهشی، سیر تحول و تکامل رویکردهای عمده موجود در زمینه موفقیت انتقال فناوری بین المللی را به شرح جدول (۱) تبیین نموده اند.



 

جدول 1. رویکردهای موجود در زمینه موفقیت انتقال فناوری
 

فناوری از روش های مختلفی انتقال می یابد، که می توان به روش هایی همچون روش مستقیم و غیرمستقیم، درونی و برونی، رسمی و غیررسمی تجاری و غیر تجاری، بسته بندی شده و غیريسته بندی شده، تجسم و غیرتجسم یافته اشاره کرد. به طور کلی مهم ترین روش هایی که به وسیله آنها فناوری انتقال می یابد عبارتند از:

-سرمایه گذاری مستقیم خارجی

- انتقال از طریق حق امتیاز یا لیسانس

- سرمایه گذاری مشترک

- قرارداد کلیدی در دست

- مهندسی معکوس

استخدام پرسنل فنی و علمی، برگزاری کنفرانس ها و نمایشگاه های کتاب و انتشارات مقالات و نمایشگاههای بین المللی تجاری و صنعتی و واردات ماشین آلات و کالاهای سرمایه ای. میزان اهمیت و تأثیر هر یک از روش های انتقال تکنولوژی به توانایی کشور گیرنده فناوری در یادگیری و جذب دانش فنی و انتقال فناورانه بستگی دارد. روش انتقال تکنولوژی، هزینه ها و فواید فناوری انتقال یافته را مشخص می کند. به عبارت دیگر، تعیین روش انتقال در نتیجه تمایل عرضه کننده فناوری به عرضه آن به فرم بخصوص و نیز تمایل و توانایی گیرنده فناوری در اکتساب و جذب آن صورت می پذیرد.

معیارهای موفقیت پروژه های انتقال فناوری بین المللی، چندبعدی و بسیار پیچیده هستند. یکی از معیارهای مهم موفقیت چنین پروژه هایی، خلق یا توسعه توانمندی فناورانه در گیرنده می باشد، به نحوی که گیرنده بتواند به شیوه خودش برای انجام کار از آن بهره گیرد. موفقیت انتقال فناوری بین المللی را وابسته به اثربخشی آن دانسته و معیارهای اثربخشی پروژه های انتقال فناوری بین المللی در صنعت نساجی برزیل را چنین برشمردند: انتقال توانمندی فناورانه به گیرنده، تحقق اهداف جانبی پروژه و ایجاد ظرفیت انجام پروژه های آتی.

در کتاب راهنمای نمونه های موفق انتقال فناوری بین المللی در صنعت دارو موفقیت در انتقال فناوری را چنین تعریف کرده است: انتقال فناوری در صورتی موفق است که گیرنده بتواند محصول، فرایند یا روش انتقال یافته را به صورت فرایندی تکرارپذیر، مطابق با تمام ویژگی های نمونه انتقال یافته یا توسعه داده شده، تولید نماید و با بکار گیرد. وی معیارهای موفقیت را بدین شکل تشریح می نماید. به پایان رسیدن ایمن (safely) پروژه، دستیابی به نتایج موردانتظار پروژه، به موقع رساندن محصول به بازار (launch product)، انجام پروژه با بودجه تعیین شده و عدم بروز شرایط بحرانی، سعد و همکاران با مشخص کردن منافع ذینفعان و گروه های مختلفی که در انتقال فناوری بین المللی درگیر هستند، به معیارهای متعدد موفقیت آن اشاره کرده اند: بهبود کارایی، بهبود اثربخشی، افزایش سود، یادگیری سازمانی، رضایت کاربران، تأثیرات اجتماعی و محیطی و غيره، به باور آنها انتقال موفق فناوری نیازمند انتقال کامل بسته فناوری است که اجزای آن عبارتند از:

- مواد، محصول های نهایی، اجزاء، تجهیزات و سیستم های آماده (Turn-key) یا کارخانه ها با ماشین آلات آماده (product in hand)

- طراحی ها، نقشه ها و دانش چگونگی ( know-how)که حاوی اطلاعات، داده ها و دستورالعمل های اولیه لازم جهت ایجاد قابلیت های موردنظر است؛

- دانش چرایی ( know – why) و نرم افزارهای لازم جهت تعديل فناوری موجود و ایجاد نوآوری.

پژوهش های محدودی به طور اختصاصی به بررسی معیارهای موفقیت فرآیند انتقال فناوری بین المللی در برخی حوزه های صنعتی در ایران پرداخته اند، از جمله معیارهای موفقیت انتقال فناوری در صنایع آذرآب را مورد بررسی قرار داده است؛ مجموع معیارهای موفقیت پروژه های انتقال فناوری بین المللی که در پیشینه پژوهش، توسط پژوهشگران مختلف به آنها اشاره شده است، در ۴ دسته کلی به شرح جدول (۲) ارائه شده است.در پژوهشی در مورد اثربخشی مدیریت در پروژه های انتقال فناوری بین المللی در صنعت نساجی برزیل، سه عامل مدیریتی کلیدی مؤثر در موفقیت چنین پروژه هایی را شناسایی نمودند:
 تعهد و تمایل مدیران به اجرای پروژه توانمندی مدیریت پروژه مدیران؛ توانمندی ارتباطی مدیران.

 

 

جدول ۲- جمع بندی معیارهای موفقیت پروژه های انتقال فناوری بین المللی
 

 

یافته های مطالعه بونی یاریت و سینگتاهی در مورد انتقال دانش ضمنی به روش جابه جایی افراد (personnel movement mechanism)( PMM) نشان می دهد که تعهد، تمایل و راهبردهای مدیریت ارشد، نقشی تعیین کننده در موفقیت انتقال ایفا می نمایند. چانگ و شینجیان توانمندی فناورانه صنعت مربوط و محیط داخلی را از عوامل موفقیت انتقال فناوری بین المللی ذکر می نمایند. نیوئن و اویاما در بررسی پروژه های انتقال فناوری صنعتی میان ژاپن و ویتنام به این نتیجه رسیدند که ۴ عامل محيط بین دو کشور و ویژگی های آن؛ محیط انتقال در کشور منبع؛ محیط انتقال در کشور گیرنده و نوع فناوری، مهم ترین عوامل مؤثر بر کیفیت به کارگیری فناوری توسط گیرنده هستند. آنها با انجام پژوهش دیگری در همین خصوص دریافتند که انتقال کارای (efficient) فناوری بین المللی به میزان چشمگیری به توانایی گیرنده در اکتساب، تلفيق (شامل جذب، انطباق و انتشار) و بومی سازی فناوری (شامل بکارگیری فناوری و تولید از طريق آن) وابسته است.

کانتراکتور و وودلی (۲۰۱۵) به بررسی چگونگی ائتلاف با بررسی تخصیص ارزش به طرفین درباره ائتلاف تکنولوژیک پرداختند. عوامل ارزش گذاری طرفین از عوامل مهم در ائتلاف تکنولوژیک است در این تحقيق توانایی های فنی قوی طرفین، سبب بدست آوردن ارزش بیشتر و همکاری های فناورانه می گردد. قدرت چانه زنی طرفین نیز، در این ائتلاف تاثیر دارد.

کومار و همکارانش (۲۰۱۵) در تحقیق خود با رده بندی سلسله مراتبی ابعاد یک روش انتقال تکنولوژی به تجزیه و تحلیل این ابعاد پرداخته و اهمیت هر کدام را مشخص نمودند. در این تحقیق تنظیم مقررات و قوانین به عنوان مهمترین بعد مشخص شد. اما اهمیت و درجه اهمیت هر کدام از این ابعاد شناسایی نشده است.

آنا و همکاران (۲۰۱۶) در بررسی شکاف های موجود در انتقال تکنولوژی در صنعت هواپیمایی، نشان دادند سه سطح سازمانی، فردی و سطح فردی، از عوامل موثر بر انتقال تکنولوژی می باشد. در این بین باید شکاف های موجود بین فرستنده و گیرنده، سطح دانشی کارکنان، برنامه های توسعه ش خصی افراد برای انتقال صریح دانش و همچنین آموزش حین انتقال تکنولوژی، در نظر گرفته شود. لورا و همکاران (۲۰۱۶) به بررسی سیستماتیک موانع و توانمندسازهای انتقال تکنولوژی تجهیزات پزشکی پرداخته شده در این تحقیق با استفاده از مصاحبه ۱۴ مانع و ۱۲ توانمندساز، شناسایی شد که عوامل انسانی و سازمانی، مهمترین این عوامل هستند. احمدی و همکاران (۱۳۹۲) در شناسایی و رتبه بندی عوامل موثر بر انتقال و اثربخشی تکنولوژی نشان دادند ، ۴ عامل در موفقیت انتقال و اثربخشی فناوری در شرکت توزیع نیروی برق تاثیر گذار بوده است که عبارتند از: فنی فناوری، توانمندی های انسانی، توانمندی تحقیق و توسعه و مالی. میرافشار (۱۳۹۳) در ارزیابی ریسک پروژه های همکاری های فناورانه در حوزه فناوری های برتر (نمونه پروژه های همکاری فناورانه در حوزه بیوتکنولوژی) نشان دادند که ریسک های بعد فردی، سپس ریسک های بعد میان فردی، ریسک های سازمانی و در نهایت ریسک های بعد محیطی به ترتیب مهمترین ریسک های اثرگذار در حوزه بیوتکنولوژی می باشند.

حمیدی و همکاران (۱۳۹۲) در دسته بندی عوامل و معیارهای مؤثر در انتخاب روش مناسب انتقال فناوری، مهم ترین عوامل و معیارهای انتخاب روش مناسب انتقال فناوری را در چهار دسته کلی شامل: توانمندی و سیاست های گیرنده فناوری، توانمندی و سیاست های دارنده فناوری، سیاست های مشترک دارنده و گیرنده فناوری و ویژگی های فناوری دسته بندی نموده است.

 

طرح تحقیق

با توجه به مباحث مطرح شده در این پژوهش، با استفاده از مدل مفهومی زیر، به آزمون روابط بین متغیرها، پرداخته شده است:

مطالعه حاضر از نوع توصیفی کاربردی است که به روش پیمایشی انجام گرفته است. ابزار گردآوری داده های این پژوهش پرسشنامه ایی شامل، ۲۵ گویه بوده است. جامعه مورد نظر مدیران و خبرگان در صنعت نساجی تشکیل داده است. با استفاده از نمونه گیری گلوله برفی یک روش نمونه گیری غیر احتمالی، ۲۰ خبره و متخصص، نمونه تحقیق را تشکیل داده است. برای اولویت بندی معیارها و زیرمعیارهای تحقیق از تکنیک فرایند تحلیل سلسله مراتبی با رویکرد فازی (FAHP) استفاده شده است. برای تجزیه و تحلیل داده های بدست آمده از محیط نرم افزار تحلیل اکسل و کدنویسی استفاده شده است.

 

 

شکل 1. مدل تحقیق


تعیین بهترین راهکار انتقال تکنولوژی با تکنیک تاپسیس فازی

در یک مطالعه موردی از تکنیک تاپسیس برای اولویت بندی راهکارهای انتقال تکنولوژی استفاده شده است.

تکنیک TOPSIS (technique for order preference by similarity to ideal solution) بوسیله هوانگ و یون به سال ۱۹۸۱ پیشنهاد شد. این روش یکی از بهترین روش های تصمیم گیری چند معیاره برای انتخاب بهترین راه کار است. بهترین گزینه آن است که بیشترین فاصله را از عوامل منفی و کمترین فاصله را از عوامل مثبت داشته باشد.

 

راهکارهای مورد بررسی با توجه به زیرمعیارهای مرحله قبل، عبارتند

A1: شناسایی و مدیریت تعاملات و روابط کاری

A2: بهبود سیاست های مشترک دارنده و گیرنده فناوری

A3: شناسایی کامل توانمندی های فرآیند

A4: تنظیم و تدوین انتظارات و حرکت در جهت تامین

A5: مدیریت صحیح تغييرات فرآیند

هفت گزینه با رویکرد تاپسیس فازی تعیین اولویت شده است. برای امتیازدهی گزینه ها براساس هر معیار از دیدگاه پنل خبرگان و طیف هفت درجه تاپسیس فازی (جدول) استفاده شده است.

در این مطالعه تعداد ۲۲ شاخص و ۵ گزینه موجود است. بنابراین ماتریس تصمیم گیری می باشد. با استفاده از مقیاس فازی مندرج در جدول عبارات کلامی خبرگان به اعداد فازی مثلثی تبدیل شده است. ماتریس تصميم فازی شده به صورت جدول خواهد بود.

پس از محاسبه ماتریس بی مقیاس موزون، فاصله هر گزینه از ایده آل مثبت و فاصله با ایده آل منفی محاسبه شده است. فاصله هر گزینه از ایده آل مثبت با d و فاصله با ایده آل منفی با d- نمایش داده می شود. برای محاسبه راه حل ایده آل، میزان نزدیکی نسبی هر گزینه به راه حل ایده آل حساب می شود. هرچه مقدار CL به یک نزدیکتر باشد راه کار به جواب ایده آل نزدیکتر است و راه کار بهتری می باشد. خروجی محاسبات TOPSIS برای این معادلات به صورت جدول است:  بنابراین با توجه به مقادیر محاسبه شده مندرج در جدول می توان نتیجه گرفت گزینه 1A با وزن 728/0 از سایر راهکارها مناسبتر است. گزینه ۲ A نیز با وزن 605/0 در اولویت دوم قرار دارد.

 

جدول 3- فاصله هر گزینه از ایده آل مثبت و ایده آل منفى
 


 
شکل 2.اولویت نهایی راهکار

 

نتیجه گیری

انتقال تکنولوژی یکی از اساسی ترین مباحث در تکنولوژی بوده و چگونگی اجرای آن نقش بسیار مهمی را در فرآیند و چرخه تکنولوژی و نوآوری و همچنین خلق ثروت در جوامع در حال توسعه ایفا می نماید. انتقال تکنولوژی فرآیندی است که طی آن صاحب تکنولوژی، دانش و دانسته های خود را در زمینه مورد بحث به شرکت متقاضی انتقال می دهد. این فرایند بسیار پیچیده بوده و در صورت عدم تسلط و آشنایی به آن می تواند به موضوعی چالش برانگیز تبدیل گردد.

پس از پردازش داده ها توسط ابزارها و نرم افزارهای آماری، نتایج زیر حاصل شدند که می توانند نشان دهنده پاسخ های مناسب برای سوالات مطرح شده در تحقیق باشند. نتایج تحقیق نشان داد:

 

عوامل مؤثر بر انتقال تکنولوژی در صنعت نساجی کدامند؟

اهمیت تکنولوژی به عنوان عامل اصلی و موتور توسعه اقتصادی در جهان امروز مشخص است. تکنولوژی در دامان دانش پرورش می یابد و اصولاً در گذر از وادی تحقیق و توسعه می توان زمینه های کاربرد دانش در زندگی بشر را کشف و یا ایجاد کرد. دستیابی به تکنولوژی در بنگاه های تولیدی تنها از طریق انتقال تکنولوژی امکان پذیر است. با توجه به نظرات خبرگان، عوامل موثر بر انتقال تکنولوژی در صنعت نساجی استخراج شده و نتیجه رتبه بندی آنها بصورت زیر می باشد:

- عوامل گیرنده فناوری با وزن نرمال ۳۱۰/0 از بیشترین اولویت برخوردار است

- عوامل ویژگی های فناوری با وزن نرمال 290/0 در اولویت دوم است

- عوامل دارنده فناوری با وزن نرمال 235/0در اولویت سوم است

- در نهایت عوامل سیاست های مشترک با وزن 165/0 در الویت چهارم قرار دارد.

پیشنهادات

مدیران صنعت نساجی، قبل از انتقال تکنولوژی، استراتژی مناسبی را در سطح بنگاه تدوین نمایند تا زمینه های انتقال تکنولوژی به خوبی فراهم گردد.

مدیران صنعت نساجی، دوره های آموزشی مناسبی را برای کارکنان و تمام افراد مرتبط، فراهم نمایند تا پتانسیل یادگیری و پذیرش فناوری ارتقاء یابد.

مدیران صنعت نساجی، زمینه های لازم برای آشنایی با تکنولوژی و بازار را داشته باشند و تکنولوژی را بکار گیرند، که پاسخگویی نیاز واقعی بازار باشد مدیران صنعت نساجی، اثر رقابتی (استراتژیک) فناوری را به خوبی درک کرده باشند و از فناوری هایی استفاده شود که سبب ارتقای موقعیت استراتژیک شرکت گردد.

مدیران صنعت نساجی، در زمینه انتقال تکنولوژی از برون سپاری فعالیت ها به درستی استفاده کنند.

مدیران صنعت نساجی، با استفاده از روش های مختلف سرمایه گذاری مشترک، مانند جوینت ونچر و ... سعی در انتقال تکنولوژی نمایند.



منبع

مجله علوم و فناوی نساجی
 

http://www.jtst.ir/article_57947.html
 

تبلیغات

فرا آزمون آریسا

تبلیغات

سنگ زن انواع کاتس نساجی

TTM 2027 Turkey

نساج یار پرتال تخصصی تبلیغاتی صنعت نساجی

Nassajyar The first advertising specialty portal of textile and related industries

طبق ماده 3 آیین نامه اجرایی ماده 7 قانون حمایت از مصرف کنندگان مسئولیت تبلیغ خلاف واقع بر عهده سفارش دهنده و سازنده آگهی است.

جهت شروع درج آگهي، ابتدا روي لينك ثبت نام كليك كنيد و پس از پركردن فرم ثبت نام آگهي خود را ثبت كنيد.
خبر نامه

بمنظور دریافت آگهی های جدید٬ پست الکترونیک خود را وارد نمایید.

آمارسايت
بازديد تاريخ
۱۲۸۱۶ ۷/۱۲
۳۴۷۱۶ ۷/۱۱
۴۰۶۹۶ ۷/۱۰
۲۵۶۶۸ ۷/۹
۱۶۶۱۰ ۷/۸
۷۵۳۴ ۷/۷
۱۶۹۲۰ ۷/۶
پرداخت آنلاین
نماد اعتماد
ورود كاربران
تازه وارديد؟ ثبت نام كنيد

فراموشی کلمه عبور