بازگشت به لیست اخبار
جزئیات خبر
تحول در آغاز زنجیره تأمین نساجی و نقش پروژه MELANGE در بازتعریف رنگرزی پایدار
ویژگیهای کلیدی پروژه:
رویکرد علمی و بینرشتهای پروژه
تاريخ ثبت : ۳۱ خرداد ۱۴۰۵ ساعت ۱۰ و ۰۴ دقيقه
تعداد بازدید : ۲۲۷ بار
نقش پروژه MELANGE در بازتعریف رنگرزی پایدار
از چپ: پروفسور آنتی واسینن، پروفسور ماریت سالولاینن، پروفسور لائوری سارینن
تحول در آغاز زنجیره تأمین نساجی و نقش پروژه MELANGE در بازتعریف رنگرزی پایدار
صنعت نساجی در دهههای اخیر با یکی از پیچیدهترین چالشهای زیستمحیطی خود روبهرو شده است؛ چالشی که دیگر صرفاً به مرحله تولید یا انتخاب مواد اولیه محدود نمیشود، بلکه کل زنجیره تأمین، از الیاف خام تا محصول نهایی را در بر میگیرد. در این میان، پروژه MELANGE که توسط دانشگاه آلتو Aalto University و تحت حمایت برنامه تحقیق و نوآوری افق اروپا Horizon Europe هدایت میشود، تلاش دارد یک تغییر پارادایمی اساسی در نحوه تولید و مدیریت رنگ در صنعت نساجی ایجاد کند.
این پروژه بر این ایده بنیادی استوار است که تصمیمات مربوط به رنگ نباید در انتهای زنجیره تولید و در مرحله تکمیل (Finishing) اتخاذ شوند، بلکه باید به ابتدای زنجیره، یعنی مرحله تولید الیاف منتقل شوند. این تغییر ظاهراً ساده، در واقع یک بازطراحی عمیق در منطق تولید نساجی محسوب میشود که میتواند ساختار کل صنعت را دگرگون کند.
تغییر نگاه از «رنگ بهعنوان مرحله نهایی» به «رنگ بهعنوان ویژگی ذاتی الیاف»
در مدلهای سنتی تولید منسوجات، رنگ معمولاً در مراحل پایانی مانند رنگرزی پارچه یا تکمیل اعمال میشود. این رویکرد، علاوه بر مصرف بالای آب، انرژی و مواد شیمیایی، وابستگی شدیدی به فرآیندهای اصلاحی ایجاد میکند و در نتیجه اثرات زیستمحیطی قابل توجهی به همراه دارد. اما در پروژه MELANGE، رنگ بهعنوان یک ویژگی ذاتی در سطح الیاف تعریف میشود؛ به این معنا که الیاف از ابتدا با ترکیب رنگی مشخص یا کنترلشده تولید میشوند.
این تغییر رویکرد باعث میشود بسیاری از فرآیندهای پرهزینه و آلاینده حذف یا بهشدت کاهش یابند. در واقع، به جای آنکه رنگ در انتها «اعمال» شود، از ابتدا «طراحی» میشود. همین تغییر در فلسفه طراحی، یکی از مهمترین نوآوریهای این پروژه به شمار میرود.
معرفی پروژه MELANGE و اهداف کلیدی آن
پروژه MELANGE – Transforming colouration practices in the interior textile industry by unlocking the power of design to drive sustainable competitiveness یکی از بزرگترین پروژههای تحقیقاتی تأمینشده تحت برنامه افق اروپا است.
ویژگیهای کلیدی پروژه:
• بودجه کل: ۴ میلیون یورو
• سهم دانشگاه آلتو: ۱.۵ میلیون یورو
• نخستین پروژه ترکیبی در دانشگاه آلتو که سه حوزه اصلی هنر و طراحی، فناوری، و مدیریت کسبوکار را بهطور همزمان ادغام میکند.
رویکرد علمی و بینرشتهای پروژه
این پروژه توسط پروفسور Maarit Salolainen بهعنوان پژوهشگر اصلی هدایت میشود و یک کنسرسیوم بینالمللی از دانشگاهها، مراکز تحقیقاتی، صنایع و شبکههای تخصصی نساجی را گرد هم آورده است.
دانشگاه آلتو شامل گروههای زیر در این پروژه مشارکت دارد:
• دانشکده هنر، طراحی و معماری (Department of Design و Architecture)
• دانشکده علوم (Industrial Engineering and Management)
• دانشکده کسبوکار (Marketing and Management)
نقش میانرشتهای در توسعه مدلهای پایدار
یکی از نقاط قوت کلیدی این پروژه، ترکیب تخصصهای مختلف از حوزههای طراحی، مهندسی، علوم صنعتی و مدیریت کسبوکار است. این همکاری میانرشتهای باعث میشود که مسئله پایداری نه بهصورت جزیرهای، بلکه بهصورت یک سیستم کامل مورد بررسی قرار گیرد.
برای مثال، متخصصان مهندسی تولید بر امکانپذیری فنی فرآیندهای جدید تمرکز دارند، در حالی که متخصصان مدیریت به بررسی مدلهای اقتصادی و زنجیره تأمین میپردازند و طراحان بر جنبههای زیباییشناسی و پذیرش بازار تمرکز میکنند. این ترکیب، یکی از عوامل کلیدی موفقیت پروژه MELANGE محسوب میشود.
شرکای صنعتی و زنجیره تأمین
کنسرسیوم MELANGE شامل بازیگران مهم صنعت نساجی در اروپا و منطقه است، از جمله:
• تولیدکننده الیاف Lenzing AG
• کارخانه ریسندگی Karacasu Tekstil (ترکیه)
• کارخانه بافندگی Vanelli Tekstil (ترکیه)
• VIA University College (دانمارک)
•European Textile Platform (ETP)
• Next Technology Tecnotessile (ایتالیا)
• Triiije Architect (اسلوونی)
این شبکه گسترده، کل زنجیره تأمین نساجی از الیاف تا طراحی داخلی را پوشش میدهد.
نقش طراحی در بازتعریف زنجیره ارزش نساجی
یکی از ویژگیهای منحصربهفرد MELANGE این است که طراحی (Design) را نه صرفاً بهعنوان یک مرحله زیباییشناسانه، بلکه بهعنوان نقطه آغاز تصمیمگیری در زنجیره ارزش در نظر میگیرد. این بدان معناست که انتخابهای طراحی، بهطور مستقیم بر فناوری تولید، نوع الیاف، ترکیب مواد و حتی مدلهای کسبوکار تأثیر میگذارند.
در این چارچوب، طراحان دیگر فقط انتخابکننده رنگهای آماده نیستند، بلکه در تعیین ساختار فیزیکی الیاف و نحوه ترکیب رنگی آنها نقش دارند. این موضوع باعث میشود مرز میان طراحی، مهندسی مواد و تولید صنعتی بهطور قابل توجهی کمرنگ شود و یک سیستم یکپارچهتر شکل بگیرد.
مفهوم Mélange و پذیرش تنوع کنترلشده رنگ
واژه Mélange در صنعت نساجی به نخهایی اشاره دارد که از ترکیب الیاف با رنگهای متفاوت تولید میشوند. این مفهوم در پروژه MELANGE بهعنوان یک اصل طراحی پایدار مورد استفاده قرار گرفته است. برخلاف استانداردهای رایج صنعتی که بر یکنواختی کامل رنگ تأکید دارند، این پروژه تنوع کنترلشده رنگ را بهعنوان یک ارزش جدید معرفی میکند.
در واقع، یکی از موانع مهم در مسیر پایداری صنعت نساجی، تمایل شدید بازار به یکنواختی و «بینقص بودن» رنگ است. این انتظار باعث افزایش فرآیندهای اصلاحی، دوبارهکاری و مصرف منابع میشود. MELANGE تلاش میکند این ذهنیت را تغییر دهد و نشان دهد که تنوع طبیعی در رنگ میتواند نه تنها قابل قبول، بلکه از نظر زیباییشناسی و اقتصادی نیز ارزشمند باشد.
کاهش اثرات زیستمحیطی و بهینهسازی منابع
یکی از مهمترین اهداف این پروژه، کاهش قابل توجه مصرف منابع در فرآیندهای رنگرزی است. بر اساس برآوردهای ارائهشده، انتقال رنگ به مرحله تولید الیاف میتواند مصرف آب را تا حدود ۵۰ درصد کاهش دهد. همچنین مصرف مواد شیمیایی و انرژی نیز بهطور قابل توجهی کاهش مییابد، زیرا بسیاری از فرآیندهای مرسوم رنگرزی و تکمیل حذف میشوند.
این موضوع از منظر زیستمحیطی اهمیت ویژهای دارد، زیرا صنعت نساجی یکی از بزرگترین مصرفکنندگان آب صنعتی در جهان محسوب میشود. علاوه بر این، کاهش استفاده از مواد شیمیایی در رنگرزی میتواند به کاهش آلودگی منابع آبی و خاکی نیز کمک کند.
الهام از مدلهای بازیافت تاریخی در صنعت نساجی
یکی از منابع الهام این پروژه، روشهای سنتی و تاریخی بازیافت الیاف رنگی در منطقه پراتو (Prato) ایتالیا است. در این منطقه، از گذشته الیاف رنگی بازیافت و مجدداً در تولید نخهای جدید استفاده میشده است. این رویکرد نشان میدهد که تنوع رنگی نه تنها یک محدودیت نیست، بلکه میتواند بهعنوان یک منبع ارزشمند در فرآیند تولید مورد استفاده قرار گیرد.
پروژه MELANGE با بهرهگیری از این تجربه تاریخی، آن را با فناوریهای مدرن ترکیب کرده و به یک مدل صنعتی قابل توسعه تبدیل میکند.
مخلوطهای الیاف پیشرنگشده و نخهای ملانژ تولیدشده از آنها
چالش پذیرش صنعتی و تغییر رفتار بازار
یکی از مهمترین چالشهای این تحول، نه در سطح فناوری، بلکه در سطح پذیرش بازار و زنجیره تأمین است. بسیاری از خریداران صنعتی، برندها و طراحان داخلی به یکنواختی رنگ بهعنوان یک استاندارد کیفیت نگاه میکنند. بنابراین، پذیرش محصولاتی با تنوع رنگی کنترلشده نیازمند تغییر در ادراک زیباییشناسی و ارزشگذاری اقتصادی است.
در این زمینه، پروژه MELANGE تنها به توسعه فناوری محدود نمیشود، بلکه به بررسی رفتار بازار، مدلهای خرید، ساختار قراردادهای B2B و حتی سیاستگذاری صنعتی نیز میپردازد. هدف این است که نشان داده شود چگونه میتوان یک نوآوری فنی را به یک استاندارد صنعتی قابل پذیرش تبدیل کرد.
پروژه MELANGE را میتوان یکی از نمونههای مهم تغییر ساختاری در صنعت نساجی اروپا دانست که با هدف بازتعریف نقش رنگ، طراحی و زنجیره تأمین شکل گرفته است. این پروژه نشان میدهد که پایداری در صنعت نساجی تنها از طریق بهبودهای جزئی در فرآیندهای موجود به دست نمیآید، بلکه نیازمند بازطراحی کامل منطق تولید است.
با انتقال تصمیمات رنگ به مرحله الیاف، کاهش مصرف منابع، پذیرش تنوع رنگی و ایجاد مدلهای جدید کسبوکار، این پروژه مسیر جدیدی را برای آینده صنعت نساجی پایدار ترسیم میکند؛ مسیری که میتواند نه تنها در اروپا، بلکه در سطح جهانی اثرگذار باشد.
♦ منابع مرتبط :
https://www.aalto.fi►
♦ لینک اشتراک گذاری :
https://B2n.ir/nassajyar02161►
♦ مطالب پیشنهادی :
- آینده ارزیابی پارچه در ITM 2026؛ معرفی آنالایزر حس لامسه TSA
- فناوری نوین بازیافت الیاف در ITM 2026
.
.
لطفاً ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید.
![]() | ![]() | ![]() | ![]() | ![]() |
تبلیغات
تبلیغات




































